گنجور

 
صائب تبریزی
 

سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد

چو داغ لاله دود از روزن ما برنمی خیزد

که با ما می تواند دعوی افتادگی کردن؟

که از افتادگی مو بر تن ما برنمی خیزد

نسازد دستبرد ابر هرگز خشک دریا را

به افشردن تری از دامن ما برنمی خیزد

نشد از شرم عصیان آب گردد این دل سنگین

به آتش بستگی از آهن ما برنمی خیزد

زما نتوان شنیدن شکوه ای از سینه صافیها

غباری از زمین روشن ما برنمی خیزد

زگوهر دور نتوان ساختن گرد یتیمی را

به افشاندن غبار از دامن ما بر نمی خیزد

نفس از سینه مجروح ما بیرون نمی آید

زدلچسبی نسیم از گلشن ما برنمی خیزد

مجو آه از دل خرسند، ما آیینه طبعان را

که دود از خانه بی روزن ما برنمی خیزد

به هم چون خوشه پیوسته است صائب دانه دلها

که می سوزد که دود از خرمن ما برنمی خیزد؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.