گنجور

 
صائب تبریزی
 

ساغر می دور از آن لبها اگر یک دم شود

خط به گرد ساغر می حلقه ماتم شود

دست ارباب مروت در حنای غفلت است

زخم ما را خون گرم ما مگر مرهم شود

عشق دارد دامها در خاک در هر ذره ای

ورنه تنها دانه ای چون رهزن آدم شود؟

نرگس مست تو از می می شود هشیارتر

سرمه خواب گران در چشم آهو رم شود

برق را آسودگی در جامه فانوس نیست

راز عاشق اخگر پیراهن محرم شود

در خم هر حلقه یک عالم پریشان خفته است

آه اگر آن زلف از باد صبا درهم شود

سرکشی تا چند خواهی کرد ای ابروکمان؟

صبر آن دارم که زور این کمانها کم شود

بیستون را جان شیرین کرد در تن کوهکن

عشق اگر بر سنگ اندازد نظر آدم شود

دیده امید ما از آرزو پر می شود

ساغر خورشید اگر لبریز از شبنم شود

هر که رو آرد به طوف کعبه با اشک نیاز

نقش پایش پیروان را چشمه زمزم شود

فکر روشن می کند آیینه ادراک را

سر مپیچ از کاسه زانو که جام جم شود

از غبار غم فلکها مهره گل گشته اند

دل درین ماتم سرا چون می شود بی غم شود؟

پایکش چون کعبه در دامن که در ملک وجود

هر که در دامن کشد پا قبله عالم شود

وادی نام است سنگ راه ارباب کرم

هر که صائب طی این وادی کند حاتم شود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.