گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۶۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

هر دلی کز عشق گوهر آب شد، گوهر شود

هر که را سوزد درین دریا نفس، عنبر شود

گوشه گیری فیضها دارد درین وحشت سرا

قطره از دریا چو رو پنهان کند گوهر شود

ناقصان را شهپر دعوی است دنیای خسیس

چون شرر با خار آمیزد زبان آور شود

راستی دامان جمعیت به دست آوردن است

رشته چون هموار شد شیرازه گوهر شود

جلوه سرو لب کوثر کند مژگان او

دیده هر کس که از اشک ندامت تر شود

آتش سوزان بود نزدیکی سیمین بران

رشته در عقد گهر هر روز لاغرتر شود

دیده از وضع مکرر خون خود را می خورد

ورنه دل در هر تپیدن عالم دیگر شود

می شود بر کاملان اوضاع دنیا خوشگوار

تلخی از دریا نبیند قطره چون گوهر شود

در دل پرآتش خود جای صائب چون دهم؟

نازنینی را که گل در پیرهن اخگر شود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.