گنجور

 
صائب تبریزی
 

نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند

کز می گلرنگ صاحب آبرویم می کنند

دست من چون برگ تاک از رعشه ساغر گیر نیست

باده چون مینا دگرها در گلویم می کنند

گرچه می سازم جهانی را زصهبا تر دماغ

هر کجا سنگی است در کار سبویم می کنند

می شود بر دیده من عالم روشن سیاه

جای می گر آب حیوان در کدویم می کنند

گرچه بیقدرم، ولی از دیده چون غایب شوم

همچو ماه عید مردم جستجویم می کنند

می کنند از من توقع صد دعای مستجاب

مشت آبی گر کرم بهر وضویم می کنند

کار سوزن می کند با سینه صدچاک من

رشته مریم اگر صرف رفویم می کنند

می کنم شکر بخیلان از کریمان بیشتر

کز ره امساک حفظ آبرویم می کنند

از تسلیم چون شکر گوارا می کنم

زهر اگر صائب حریفان در گلویم می کنند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.