گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۲۲

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

در خون کشد نظر را حسنی که بی حجاب است

تیغ برهنه باشد رویی که بی نقاب است

می در جبین پاکان از شرم آب گردد

رخسار شرمگین را خط پرده حجاب است

با بد گهر میامیز تا بد گهر نگردی

حکم شراب دارد آبی که در شراب است

تاج سر بزرگی است دلجویی ضعیفان

دریای پاک گوهر همکاسه حباب است

ما شکوه ای نداریم از تنگدستی، اما

در ماه ناتمامی نقصان آفتاب است

از بیقراری ماست این خاکدان برونق

شیرازه بیابان از موجه سراب است

از سینه های روشن در مغز پی توان برد

در بند پوست باشد علمی که در کتاب است

در جای خویش دارد بد آبروی نیکان

شیرین ترست از جان تلخی چو در شراب است

مکتوب خشک صائب سوهان روح باشد

چون نیست چرب نرمی خط آیه عذاب است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

هامون نوشته:

درود
با تقدیر و سپاس از گردانندگان زحمت کش و فرزانه گنجور،
خواستم توجه جوانان عزیزمان را به بیتی که هرچه زیباتر راهبراست را پررنگ کرده باشم.
با بد گهر میامیز تا بدگهر نگردی
حکم شراب دارد آبی که در شراب است
همچنین چنانچه عزیزی در خصوص خط که در خط پرده حجاب است توضیحی عنایت بفرماید خوشحال می شوم.
موفق باشید و سربلند

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید