گنجور

 
صائب تبریزی
 

محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟

پر خون دهان جام می از پشت دست توست

چون تاک در سراسر این باغ و بوستان

هر نخل سرکشی که بود زیر دست توست

لعلی که ساخته است نگین دان ز تاج زر

خونین جگر به خانه زین از نشست توست

ساید کلاه گوشه قدرش به آسمان

هر سر که در قلمرو ایجاد، پست توست

نظارگی ز سرو تو چون راست بگذرد؟

جایی که آبهای روان پای بست توست

زین پیش زلف در خم دل بود و این زمان

هر جا دلی است در خم زلف چو شست توست

از باده دست شستن من از صلح نیست

گر توبه می کنم به امد شکست توست

از می شود شعور تو هر لحظه بیشتر

فریاد من ز حوصله دیر مست توست

سرپنجه تصرف خورشید و ماه را

خواهد به چوب بستن، اگر دست دست توست

جود تو بی سؤال به سایل عطا کند

قفلی که بی کلید شود باز، دست توست

محرومی از وصال پریزاد معنوی

صائب گناه دیده صورت پرست توست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.