گنجور

 
صائب تبریزی
 

از سینه صافی دل بی کینه روشن است

دل بی غبار باشد اگر سینه روشن است

گوری است تار، خانه تن بی فروغ دل

از گوهرست اگر دل گنجینه روشن است

پرداز سینه کن، چه ورق می کنی سیاه؟

جام جهان نماست اگر سینه روشن است

چون نافه خون خویش اگر مشک کرده ای

از مو به موی خرقه پشمینه روشن است

سی شب چراغ میکده روشن بود ز می

مسجد ز شمع در شب آدینه روشن است

آمیزشی که هست به هم نیش و نوش را

از شیشه نبات چو آیینه روشن است

دیگ توانگران دو سه روزی بود به جوش

دایم اجاق فقر ز کشکینه روشن است

پنهان مکن، کز آینه صاف روی تو

بر اهل دید صحبت دوشینه روشن است

اندیشه از سیاه دلان جهان مکن

صائب اگر ترا دل بی کینه روشن است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.