گنجور

 
صائب تبریزی
 

سیاه مستی چشم از شرابخانه کیست؟

عقیق چهره و لعل لب از خزانه کیست؟

ز خرمن که برون جسته است دانه خال؟

غبار خط معنبر ز آستانه کیست؟

چراغ برق ز خوی که می شود روشن؟

خروش ابر بهاران ز تازیانه کیست؟

ز خواب ناز ظفر وا نمی کند نرگس

زبان سبزه نورسته در فسانه کیست؟

می صبوح که در جام صبح ریخته است؟

سیاه مستی شب از می شبانه کیست؟

بهار نسخه آن پنجه نگارین است

خزان مسوده رنگ عاشقانه کیست؟

دلش چو خانه زنبور خانه خانه شده است

ترنج بی سر و پای فلک نشانه کیست؟

نوای مرغ چمن حلقه برون درست

جراحت جگر غنچه از ترانه کیست؟

اگر ز کاکل خوبان گره گشاید باد

گشایش سر زلف سخن ز شانه کیست؟

نظر به خوشه پروین سیه نمی سازد

دل رمیده ما در هوای دانه کیست

ز عشق نیست اثر در جهان، نمی دانم

که این همای سعادت در آشیانه کیست

چگونه مست نگردد جهان ز گفتارش؟

حریم سینه صائب شرابخانه کیست؟