گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۰۴

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است

سهیل سیب زنخدان شراب گلرنگ است

میان ما و نمکدان بوسه دشمن او

همیشه بر سر حلوای آشتی، جنگ است

به زعم بیخبران بال می زنم ز نشاط

وگرنه در قفسم جای بوی گل تنگ است

نمی توان به دل کس به زور ناخن زد

چه شد که تیشه فرهاد آهنین چنگ است؟

ز سیر کعبه و بتخانه از طلب ماندیم

همیشه سنگ ره ما، نشان فرسنگ است

به انتقام تسلی نمی شویم از خصم

وگرنه دامن مینای ما پر از سنگ است

اگر سخن به رقم دیر می رسد صائب

گناه ما چه بود، کوچه قلم تنگ است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر