گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۲۱

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

سرو بالای تو از آب روانی برداشت

کوه تمکین تو از خاک گرانی برداشت

از اجل چاشنی قند مکرر یابد

در حیات آن که دل از عالم فانی برداشت

می خورد خون جگر بیش ز ته جرعه عمر

بیشتر هر که تمتع ز جوانی برداشت

دل ز جمعیت اسباب چو برداشتی است

آنقدر بار به دل نه که توانی برداشت

از سبکروحی پروانه کباب است دلم

که ز جان دست به یک بال فشانی برداشت

بر دلم درد گران بود ز بی حوصلگی

صبر ازین کوه گرانسنگ گرانی برداشت

رنگ صائب به رخ می نتوانم دیدن

تا ز رخساره من رنگ خزانی برداشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور