گنجور

 
صائب تبریزی
 

در سیه خانه افلاک، دل روشن نیست

اخگری در ته خاکستر این گلخن نیست

دل چو بیناست، چه غم دیده اگر نابیناست؟

خانه آینه را روشنی از روزن نیست

راستی عقده گشاینده اسرار دل است

شمع را حوصله گریه فرو خوردن نیست

روزی خاک شود دل چو گرانجان افتاد

منزل پای گرانخواب به جز دامن نیست

گوهر از گرد یتیمی نشود خاک نشین

دل اگر زنده بود هیچ غم از مردن نیست

دشمن آن است که پوشیده کند خصمی خویش

خصم چون کینه خود فاش کند دشمن نیست

عاقبت راز مرا سینه به صحرا انداخت

خاک را حوصله دانه نهان کردن نیست

دیده شوخ ترا آینه در زنگارست

ورنه یک سبزه بیگانه درین گلشن نیست

به همین موج ز آمد شد خود بیخبرست

هیچ کس را خبر از آمدن و رفتن نیست

نیست در قافله ریگ روان پیش و پسی

مرده بیچاره تر از زنده درین مسکن نیست

سفلگان را نزد چرخ چو نیکان بر سنگ

محک سیم و زر از بهر مس و آهن نیست

حرص هر ذره بما را به جهانی انداخت

مور خود را چو کند جمع، کم از خرمن نیست

مردم پاک گهر با همه کس می سازند

آب را سرکشی از خار و خس گلشن نیست

دل نازک به نگاه کجی آزرده شود

خار در دیده چو افتاد کم از سوزن نیست

صائب از اطلس گردون گله بی انصافی است

سرو این باغچه را برگ دو پیراهن نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نبی آریا در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۹ نوشته:

"نه همین موج" درست است.
"حرص هر ذره ی ما را به جهانی انداخت" درست است.
با سپاس از زحمات تان

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.