گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
صائب تبریزی
 

دیدن لعل لبش خاموش می سازد مرا

تنگ ظرفم، رنگ می مدهوش می سازد مرا

مهره گهواره ام اشک است چون طفل یتیم

می خورد خون دایه تا خاموش می سازد مرا

شعله های شخ از صرصر شود بی باک تر

سیلی استاد، بازیگوش می سازد مرا

پرده شرم و حجاب من ز گل نازکترست

گرمی نظاره شبنم پوش می سازد مرا

می کنم در جرعه اول سبکبارش ز غم

چون سبو هر کس که بار دوش می سازد مرا

حسن مهتابی مرا می ریزد از هم چون کتان

از بهار افزون خزان مدهوش می سازد مرا

گر چنین خواهد ز روی درد بلبل ناله کرد

همچو شاخ گل سراپا گوش می سازد مرا

همچنان بر سرو سیمین تو می لرزد دلم

گر نسیم از برگ گل آغوش می سازد مرا

گر چه می داند نماند برق پنهان در سحاب

آسمان ساده دل خس پوش می سازد مرا

صائب از گفت و شنود خلق مغزم پوچ شد

گوش سنگین و لب خاموش می سازد مرا

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن شفیعی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۲ نوشته:

بیت سوم
شعله های شوخ صحیح است
مطابق چاپ محمد قهرمان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.