با من دلت آشنا نمی گردد
وز تو دل من جدا نمی گردد
هر چند وفای من رها کردی
از دست تو دل رها نمی گردد
از بهر سه بوسه زان دو لب هرگز
یک حاجت من روا نمی گردد
روزی که دو چشم من نمی گرید
درشهر یک آسیا نمی گردد
بر عشق تو پادشاست دل لیکن
بر وصل تو پادشا نمی گردد
هر تیر که غمزه تو اندازد
بر دل زند و خطا نمی گردد
تا تو به مراد ما نمی باشی
گردون به مراد ما نمی گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق احساسات و وابستگی عاطفی یک فرد به محبوبش است. شاعر از ناکامی خود در دوری از محبوب سخن میگوید و نشان میدهد که حتی در صورت جدایی، دلش به او وابسته باقی میماند. او به شکلی غمگین اشاره میکند که اگرچه محبوبش او را رها کرده، اما دلش نتوانسته از او جدا شود. شاعر همچنین به عشق و درد و اندوه ناشی از آن اشاره میکند و میگوید که وقتی محبوب در کنار او نیست، هیچ چیز نمیتواند او را خوشحال کند. در نهایت، ابراز میکند که تا زمانی که محبوب به آرزوهایش نرسد، دنیا نیز به خواستههای او پاسخ نخواهد داد.
هوش مصنوعی: دل تو هرگز به من ارتباط پیدا نمیکند و دل من هم هرگز از تو جدا نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگرچه تو از وفای من دست کشیدی، دل من هرگز نمیتواند از تو جدا شود.
هوش مصنوعی: به خاطر سه بوسه از آن دو لب، هیچگاه یکی از خواستههای من برآورده نخواهد شد.
هوش مصنوعی: زمانی که چشمانم اشک نمیریزند، در شهر هیچ آرامشی برقرار نمیشود.
هوش مصنوعی: دل به عشق تو فرمانروایی دارد، اما در وصالت نمیتواند به سلطنت برسد.
هوش مصنوعی: هر بار که تو با چشمان زیبایت نگاهی به دل من میافکنی، به هدف میخورد و هیچگاه بسوی دیگری نمیرود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به خواستههای ما توجهی نداشته باشی، اوضاع و شرایط به دلخواه ما تغییر نخواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.