به من یار بیمهر و غم مهربان است
همانا که این فتنه از آسمان است
به آزادگان کینه رسم جهان است
جهان دشمن جان آزادگان است
ز رفتار گردون دون دل پر از خون
ز خوناب دل دیدهام خونفشان است
ز بیمهری چرخ و بدعهدی یار
به دل داغ پنهان و درد نهان است
نه با من کسی را سر هم زبانی
نه با من کس از مهر همداستان است
به گرداب غم زورق طالعم را
بلا ناخدا و اجل بادبان است
ز غوغای مرغان گلشن به تنگم
قفس دلگشاتر از این آشیان است
به مرغان خوشدل ز گلزار و گل کو
مرا نی سر این نه سودای آن است
خوشا دام صیاد و کنج اسیری
که نه بیم گلچین و نه باغبان است
بده باده ساقی که ساغر چه داند
حریم حرم یا که دیر مغان است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.