گنجور

 
سعدی شیرازی
 

دشمنت خود مباد وگر باشد

دیده بردوخته به تیر خدنگ

سر خصمت به گرز کوفته باد

بی‌روان اوفتاده در صف جنگ

خون و دندانش از دهن پرتاب

چون اناری که بشکنی به دو سنگ