گنجور

حکایت شمارهٔ ۳۳

 
سعدی
سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان
 

یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاح ایشان را به خیر توسط نمودی.

اتفاقاً به خطاب ملک گرفتار آمد.

همگان در مواجب استخلاص او سعی کردند و موکلان در معاقبتش ملاطفت نمودند و بزرگان شکر سیرت خوبش به افواه بگفتند تا ملک از سر عتاب او در گذشت.

صاحبدلی بر این اطلاع یافت و گفت:

ﺗﺎ دل دوﺳﺘﺎن ﺑﻪ دﺳﺖ ﺁرى

ﺑﻮﺳﺘﺎن ﭘﺪر ﻓﺮوﺧﺘﻪ ﺑﻪ

پختن دیگ نیکخواهان را

هر چه رخت سراست سوخته به

ﺑﺎ ﺑﺪاﻧﺪﻳﺶ هم ﻧﻜﻮﻳﻰ کن

دهن ﺳﮓ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﻪ دوﺧﺘﻪ ﺑﻪ

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه » تصویر ۶۸ گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر ۳۶ کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر ۱۰۷ گلستان سعدی نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر ۷۱ گلستان سعدی به خط میرزا محمد حسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر ۷۷

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شکوهی نوشته:

سروده های پایین نثر را نادرست نوشتید. درست کنید:
ﺗﺎ دل دوﺳﺘﺎن ﺑﻪ دﺳﺖ ﺁرى

ﺑﻮﺳﺘﺎن ﭘﺪر ﻓﺮوﺧﺘﻪ ﺑﻪ
ﭘﺨﺘﻦ دﻳﮓ ﻧﻴﻜﺨﻮاهﺎن را

هﺮ ﭼﻪ رﺧﺖ ﺳﺮ اﺳﺖ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﻪ
ﺑﺎ ﺑﺪاﻧﺪﻳﺶ هﻢ ﻧﻜﻮﻳﻰ آﻦ

دهﻦ ﺳﮓ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﻪ دوﺧﺘﻪ ﺑﻪ

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید