گنجور

غزل ۵۰۲

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تو با این لطف طبع و دلربایی

چنین سنگین دل و سرکش چرایی

به یک بار از جهان دل در تو بستم

ندانستم که پیمانم نپایی

شب تاریک هجرانم بفرسود

یکی از در درآی ای روشنایی

سری دارم مهیا بر کف دست

که در پایت فشانم چون درآیی

خطای محض باشد با تو گفتن

حدیث حسن خوبان خطایی

نگاری سخت محبوبی و مطبوع

ولیکن سست مهر و بی‌وفایی

دلا گر عاشقی دایم بر آن باش

که سختی بینی و جور آزمایی

و گر طاقت نداری جور مخدوم

برو سعدی که خدمت را نشایی

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | بدایع | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات سعدی مصور و مذهب نسخه‌برداری شده در ۹۳۴ هجری قمری شیراز » تصویر ۶۷۷

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

7 نوشته:

خطای محض باشد با تو گفتن
حدیث حسن خوبان خطایی
ختایی و نه خطایی
جناب گنجور خان ختلانی،دست کم این (خطا) ها را (ختا) کن،فروغی نمیدانست شما که میدانید.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.