گنجور

بخش ۴ - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشی

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت
 

یکی خوب خلق خلق پوش بود

که در مصر یک چند خاموش بود

خردمند مردم ز نزدیک و دور

به گردش چو پروانه جویان نور

تفکر شبی با دل خویش کرد

که پوشیده زیر زبان است مرد

اگر همچنین سر به خود در برم

چه دانند مردم که دانشورم؟

سخن گفت و دشمن بدانست و دوست

که در مصر نادان تر از وی هم اوست

حضورش پریشان شد و کار زشت

سفر کرد و بر طاق مسجد نبشت

در آیینه گر خویشتن دیدمی

به بی دانشی پرده ندریدمی

چنین زشت از آن پرده برداشتم

که خود را نکو روی پنداشتم

کم آواز را باشد آوازه تیز

چو گفتی و رونق نماندت گریز

تو را خامشی ای خداوند هوش

وقار است و، نا اهل را پرده پوش

اگر عالمی هیبت خود مبر

وگر جاهلی پردهٔ خود مدر

ضمیر دل خویش منمای زود

که هر گه که خواهی توانی نمود

ولیکن چو پیدا شود راز مرد

به کوشش نشاید نهان باز کرد

قلم سر سلطان چه نیکو نهفت

که تا کارد بر سر نبودش نگفت

بهایم خموشند و گویا بشر

زبان بسته بهتر که گویا به شر

چو مردم سخن گفت باید به هوش

وگر نه شدن چون بهایم خموش

به نطق است و عقل آدمی‌زاده فاش

چو طوطی سخنگوی نادان مباش

به نطق آدمی بهتر است از دواب

دواب از تو به گر نگویی ثواب

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

7 نوشته:

یکی خوب خلق خلق پوش بود
که در مصر یک چند خاموش بود
خلق بر وزن ورق:ژنده،کهنه
خلق پوش=ژنده پوش
تفکر شبی با دل خویش کرد
که پوشیده زیر زبان است مرد
گر همچنین سر به خود در برم
چه دانند مردم که دانشورم؟
تا مرد(شخص) سخن نگفته باشد|عیب و هنرش نهفته باشد

👆☹

محمد حسن آرامش نوشته:

نسخه ای در دسترس دارم که در پایانش چنین آمده است
بنطق آدمی بهتر است از دواب
دواب از تو به گر نگویی صواب

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام