گنجور

بخش ۶ - گفتار اندر نظر در حق رعیت مظلوم

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

تو کی بشنوی نالهٔ دادخواه

به کیوان برت کلهٔ خوابگاه؟

چنان خسب کآید فغانت به گوش

اگر دادخواهی برآرد خروش

که نالد ز ظالم که در دور توست

که هر جور کاو می‌کند جور توست

نه سگ دامن کاروانی درید

که دهقان نادان که سگ پرورید

دلیر آمدی سعدیا در سخن

چو تیغت به دست است فتحی بکن

بگو آنچه دانی که حق گفته به

نه رشوت ستانی و نه عشوه ده

طمع بند و دفتر ز حکمت بشوی

طمع بگسل و هرچه دانی بگوی

 


با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

وه چه پردل! روان استاد شاد که با این شجاعت و صراحت حکمران زمان را مخاطب قرار داده است. کاش جملگی طمع بندیم و سخن حق بگوییم.

👆☹

7 نوشته:

تو کی بشنوی نالهٔ دادخواه
به کیوان برت کلهٔ خوابگاه؟
در اینجا کِلّه بر وزن زله به معنی سراپرده و سرپوش است.
تو کی ناله مدعی و دادخواه را بشنوی وقتی چنان دور شده ای که خرگاه یا سقف خوابگاهت به کنار کیوان رسیده است.
مقام و جایگاه بلند را به کیوان نسبت میدهند.
ز میخ ماه تا خرگاه کیوان
دراو پرداخته ایوان بر ایوان
نظامی
درون خرگه از بوی خجسته
بخور عود و عنبر کله بسته
نظامی
می‌دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب
حافظ

👆☹

7 نوشته:

چنین مینماید که این حکایت ادامه حکایت بعدی است.

طمع بند و دفتر ز حکمت بشوی
طمع بگسل و هرچه خواهی بگوی
آزمند که باشی سخن درست و درخور نخواهی گفت مگر برای پاچه خواری و خوشایند دیگران ولی اگر دندان آز خود را کشیده باشی هر چه میخواهد دل تنگت بگو

👆☹

مهدی ایران نوشته:

شاد آمدی ای سلطان ای چاره گر هرجان

پیغمبر بیماران نافعتری از باران

در خمره چه داری گفت داروی دل غمگین

حرز دل یعقوبم سرچشمه ایوبین

هم چستم و هم خوبم هم خسرو و هم شیرین

چون سگ بکند حمله بردامن مظلومان

سگ راچه گنه زیرا هست عامل آن دهقان

گفتم که چنین دهقان، پرورد چنان سگ هان

گفتا که چه دانی تو این شیوه و این پیمان

یوسف به بن چاهی بر هفت فلک غلطان

👆☹

مهدی ایران نوشته:

چون سگ بکند حمله،بردامن مظلومین
. . .

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید