گنجور

گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای
 

مها زورمندی مکن با کهان

که بر یک نمط می‌نماند جهان

سر پنجهٔ ناتوان بر مپیچ

که گر دست یابد برآیی به هیچ

عدو را به کوچک نباید شمرد

که کوه کلان دیدم از سنگ خرد

نبینی که چون با هم آیند مور

ز شیران جنگی برآرند شور

نه موری که مویی کز آن کمتر است

چو پر شد ز زنجیر محکمتر است

مبر گفتمت پای مردم ز جای

که عاجز شوی گر درآ یی ز پای

دل دوستان جمع بهتر که گنج

خزینه تهی به که مردم به رنج

مینداز در پای کار کسی

که افتد که در پایش افتی بسی

تحمل کن ای ناتوان از قوی

که روزی تواناتر از وی شوی

به همت برآر از ستیهنده شور

که بازوی همت به از دست زور

لب خشک مظلوم را گو بخند

که دندان ظالم بخواهند کند

به بانگ دهل خواجه بیدار گشت

چه داند شب پاسبان چون گذشت؟

خورد کاروانی غم بار خویش

نسوزد دلش بر خر پشت ریش

گرفتم کز افتادگان نیستی

چو افتاده بینی چرا نیستی؟

بر اینت بگویم یکی سرگذشت

که سستی بود زین سخن درگذشت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فیروزه نوشته:

نمط اینجا به معنی روش و رویه آمده

👆☹

زمرد نوشته:

ستیهنده همان ستیزنده است عنود هم میشود

👆☹

علی نوشته:

کهان به معنای کوچکان است

👆☹

حسن امیدی اهوازی نوشته:

این بیت اشتباه چاپی دارد

گرفتم کز افتادگان نیستی
چو افتاده بینی چرا “نیستی”؟

درمصرع دوم باید بیستی قید شود (ب‌ایستی)

👆☹

7 نوشته:

مها زورمندی مکن با کهان
که بر یک نمط می‌نماند جهان
واژه نمط عربی معرب واژه نمد فارسی است و در اصل به معنی هر چیزی که روی کجاوه شتر پهن کنند.
پرده و روپوش کجاوه

۱-مینداز در پای کار کسی
۲-که افتد که در پایش افتی بسی
۱=سمبل کاری نکن/سرسری نگیر

👆☹

7 نوشته:

یک روز باید دادگاه محاکمه فروغی برگزار گردد.
نه موری که مویی کزان کمترست
چو پر شد ز زنجیر محکمترست

نه مویی که مویی کزان کمترست

گرفتم کز افتادگان نیستی
چو افتاده بینی چرا نیستی؟

چو افتاده بینی چرا بیستی؟

👆☹

7 نوشته:

درباره واژه سمبلکاری که کار سرسری کردن است باید گفت این واژه در اصل Assemble انگلیسی است که پس از پیدایش نفت در مسجدسلیمان و بکار گیری کارگران ایرانی این واژه به زبان فارسی بدین ریخت پا نهاد.
جفت کردن-فراهم کردن-مونتاژ-گرد گردن

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام