چون صدر شرق و غرب مرا از سر کرم
دیروز آن عیادت صحتفزای کرد
هر ذره را که گشت سپرده به آن قدم
از خاک برگرفتم و در دیده جای کرد
چون من کسی به دولت تشریف او رسید
از جد و جهد خلق نبود آن خدای کرد
جان را نمانده بود در این تن سر قرار
چون دید لطف پرسش او باز رای کرد
سرسبز ماندم چو جهان تا به نفخ صور
زاین پای مردیی که مرا دردپای کرد