زهی پیش تو از کمال تحیر
خرد مانده همواره ایدر چه گویم
ز جودت جهان خواستم گفت با تو
من از بهر چیزی محقر چه گویم
از این پس من و ذکر خلق شریفت
ثنای گل و وصف عنبر چه گویم
مرا هست صد را سر مدحت تو
ولیکن چو نبود میسر چه گویم
مدیح تو گفتن به واجب ندانم
من معقتد خود همه گر چه گویم
چو در مه سخن گفت نتوان به وجاب
در آن رای اعلای انور چه گویم
مدیحی که پایاب ندهد سخن را
چنین مختصروار سرسر چه گویم
مرا شعر تر گشت آری به شکرت
چو رطب اللسانم به جز تر چه گویم
به حضرت چو از تو همه لطف دیدم
به غیبت به جز شکر دیگر چه گویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.