صدر عالم که به آستانه او
آید از اوج آسمان عارم
از برای چه کم همیفکند
نظر اهتمام بر کارم
کرمش چون عیادتم نکند
چون طمع کرد نیک بیمارم
خدمت آستانه میمون
سال و مه چون به جای میآرم
شیوه درس نیز معلوم است
کاندر آن رنجهاست بسیارم
چون گذاری ز لطف خود محروم
با چنین دو سبب به یک بارم
گندم افشنه که معهود است
دیگران را نوشت پندارم
آن من نیز چون نوشته شود
گر بود بیشتر روا دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.