مجلس محترم علاءالدین
بیتو دانش خطر نمیگیرد
وای بر آسمان ز تیغ زبانت
اگر از مه سپر نمیگیرد
با چنان بذل و جود مانع چیست
که همه شهر زر نمیگیرد
با تو سازم که هیچ کسی جز تو
عوض زر هنر نمیگیرد
جرم من چه چو طبع وحشی من
جز درت آبخور نمیگیرد
تا بیاموختم درت دستم
حلقه هیچ در نمیگیرد
نیست شب کز فراق خدمت تو
همه رویم گهر نمیگیرد
مینیارم به هیچ مقصد روی
کاین غمم رهگذر نمیگیرد
ریش دل را که از پیام و خبر
هر چه کردیم سر نمیگیرد
کم فراقیاست مرهم و با چرخ
این یکی کار درنمیگیرد
کمتر ای چرخ، کاین دل خسته
بس ضعیف است برنمیگیرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.