گنجور

 
رضاقلی خان هدایت

اسم شریف آن جناب سید محمد و ملقب به نوربخش است. نسبش به هفده واسطه به حضرت امام همام حضرت امام موسی الکاظمؑمی‌رسد. مولد جدش لحسا ومولد والدش قطیف بود. پدرش به عزم زیارت مشهد مقدس رضوی به خراسان توجه نموده در قائن متاهل شد و سید محمد در سنهٔ خمس و تسعین و سبع مائه متولد شد و بعد از تکمیل کمالات معقول و منقول دست ارادت به خواجه اسحق ختلانی داد و پا بر مسند خلافت خواجه نهاد. آخر خواجه با وی بیعت کرد و مریدان بیعت کردند به غیر سید عبداللّه مشهدی که حاضر نبود و بعد هم قبول ننمود و خواجه در حق او فرمود که مرتد شده است. غرض، سید خروج نموده و به دست میرزا شاهرخ گرفتار شد. خواجه و برادرش شربت شهادت نوشیدند و سید بعد از فوت شاهرخ در ری در سنهٔ تسع و ستین و ثمان مائه وفات یافت. جناب شاه قاسم فیض بخش خلف الصدق و خلیفهٔ آن جناب بود و جناب شیخ محمد لاهیجی صاحب شرح گلشن و متخلص به اسیری هم خلیفهٔ جناب سید است.تألیفات و تصنیفات عالیه دارند، مِنْجمله شجره در ذکر مشایخ. چون اشعار آن جناب حاضر نبود تیمّنا و تبرکاً به چند بیت اکتفا نمود:

شستیم نقشِ غیر، ز الواح کاینات

دیدیم عالمی که صفاتست عینِ ذات

لاهوت‌صرف ووحدت‌محض است و ذات بحت

محو است در حریم هویت تعینات

قدوسیان عالمِ علوی برند رشک

بر حال آدمی که شود مظهر صفات

آن کس که متصف به صفات کمال شد

حقا که اوست علت غایی کاینات

٭٭٭

اگر مطلق شوی مطلق ببینی

مقید جز مقید بین نباشد

رباعی

تا مرد ز خود فانی مطلق نشود

اثبات ز نفس او محقق نشود

توحید حلول نیست تا بودنِ تست

ورنه به گزاف آدمی حق نشود

 
sunny dark_mode