گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
شب چشم من نخفت، مگر شبنم گلم
خون در دلم همی کند از آب کوثرم
جا در دلش نمیکنم ار سحر باطلم
حسن تو بیتأملم از هوش میبرد
با آنکه در نگاه تو من بی تأملم
اندک اندک بر سر کوی تو فندی میزنم
پیش تو پستیم و یا هوی بلندی میزنیم
هر چه میگوئیم از آن میدهد سرها بباد
بر در اندیشه زین پس قفل و بندی میزنیم
تو زما مشنو سخن با ما مگو و ز ما مپرس
هر چه بادا باد گویا حرف چندی میزنیم
گاه میگرییم و گاهی خنده بر هم میکنیم
ما و گردون یکدگر را ریشخندی میزنیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره میکند و احساسات عاشقانهاش را بیان میکند. او از عشق و تأثیر آن بر دل و روحش سخن میگوید و از زیباییهای زندگی و نغمههای عاشقانه در دل شب یاد میکند. شاعر از تردید و حسرت در عشق سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که در مواجهه با انبوه احساسات، گاهی باید سکوت کرد و فقط به لحظات زندگی و احساسات خود پرداخته و از آن لذت برد.
هوش مصنوعی: گلها به خاطر من شکوفا شدهاند، مگر صدای بلبل شب، خواب چشمانم را نگیرد؛ مگر اینکه شبنم روی گل من باشد.
هوش مصنوعی: خون در دلم به خاطر معجزهای که در دل او دارم، میجوشد و از عشق او میسوزم؛ اما حتی اگر در سحرگاه باطل هم باشید، جایی در دل او نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: زیباییات به قدری سرگرمکننده است که من را از خود بیخود میکند، در حالی که من وقتی به تو نگاه میکنم، هیچ توجهی ندارم و غرق در افکارم.
هوش مصنوعی: به آرامی و به تدریج در کنار خیابان تو در حال دعا و نیایش هستم. هرچند که ما در برابر تو جملهای کوچک و حقیر به نظر میرسیم، اما در دل، آرزوها و آرمانهای بزرگ داریم.
هوش مصنوعی: هرچه میگوییم، بر سر ما اثر میگذارد و ما را به سوی مشکلات میکشاند. بنابراین از این پس تصمیم میگیریم با احتیاط بیشتری صحبت کنیم و از بیان افکار خود جلوگیری کنیم.
هوش مصنوعی: نگذار از تو چیزی بشنوم و خودت هم چیزی نگو. هرچه قرار است اتفاق بیفتد، بیخیال. انگار داریم فقط چند کلمه حرف میزنیم.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات گریه میکنیم و گاهی اوقات با هم میخندیم، در حالی که دنیا به ما میخندد و ما را مسخره میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عید عرب گشادبه فرخندگی علم
فرخنده باد عید عرب بر شه عجم
سلطان یمین دولت و پیرایه ملوک
محمود امین ملت و آرایش امم
شاهی که تیره کرد جهان بر عدو به تیغ
[...]
ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم
بر دل منه ز بهر جهان هیچ بار غم
افکنده همچو سفره مباش از برای نان
همچون تنور گرم مشو از پی شکم
تو مست خواب غفلتی و از برای تو
[...]
شاهان پیش را که نکردند جز ستم
شاه زمانه کرد به تیغ و به خشت کم
هست او بلی خلیفه یزدان دادگر
پس کی رضا دهد که رود بر جهان ستم
گویند خسروان زمانه به هر زمان
[...]
از مشک اگر ندیدی بر پرنیان علم
وز قیر اگر ندیدی بر ارغوان رقم
بر پرنیان ز مشک علم دارد آن نگار
بر ارغوان ز قیر رقم دارد آن صنم
زلف سیاه بر رخ او هست سایبان
[...]
ای پیش تو سپهر میان بسته چون قلم
مردم و مردمیت بعالم شده علم
شکلی چو دولت تو بخوبی نیامده
در ساحت وجود ز کاشانهٔ عدم
گه فخر منتسب و آداب مکتسب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.