لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
رضی‌الدین آرتیمانی

جائی که به طاعات مباهات توان کرد

محراب صنم قبلهٔ حاجات توان کرد

من روی به کعبه نهم از خاک در تو

از کعبه اگر رو به خرابات توان کرد

چون روح قدس در طلب زندهٔ شوقم

در عشق تو اظهار کرامات توان کرد

نه جرأت پروانه و نه تاب سمندر

دعوی محبت به چه آیات توان کرد

آنجا که منم ز اهرمن اعجاز توان دید

و آنجا که توئی بندگی لات توان کرد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نسیمی

در کوی خرابات مناجات توان کرد

در طور لقا عیش خرابات توان کرد

گر بازی شطرنج خط و خال تو این است

لیلاج جهان را به رخت مات توان کرد

ای زاهد مغرور به طاعت مکن افغان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه