گنجور

بزم زهره

 
رهی معیری
رهی معیری » چند قطعه
 

تو ای آتشین زهره کز تابناکی

فروزان کنی بزم چرخ کهن را

برون افکنی از پی دلفریبی

از آن نیلگون جامه، سیمینه تن را

به روی تو زان فتنه شد خاطر من

که ماننده ای روی معشوق من را

ز روشنگرانت شبی انجمن کن

بیفروز از چهره آن انجمن را

یکی بزم افلاکی و خسروانی

که در خور بود زهره چنگ زن را

چو آراستی محفل آسمانی

بخوان سوی بزمت من و ماه من را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام