گنجور

 
رهی معیری
 

در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟

مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟

بادهٔ روشن دمی از دست ساقی دور نیست

ماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است

خفته از مستی به دامان ترم آن لاله‌روی

برق از گرمی در آغوش سحاب افتاده است

در هوای مردمی از کید مردم سوختیم

در دل ما آتش از موج سراب افتاده است

طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید

از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است

آسمان در حیرت از بالانشینیهای ماست

بحر در اندیشه از کار حباب افتاده است

گوشهٔ عزلت بود سرمنزل عزت رهی

گنج گوهر بین که در کنج خراب افتاده است

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نگین شکروی در ‫۱۱ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۵ نوشته:

بادرودوسپاس فراوان
در بیت دوم "نیست" صحیح است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسام در ‫۹ سال و ۳ ماه قبل، پنج شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۰۱ نوشته:

منظور رهی از مصرع های 6و8و12 چیه ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حسین در ‫۷ سال قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۱ نوشته:

آیت الله شبیری زنجانی می گوید بر اساس اظهار نظ شاعر در بیتی که می گوید فضل شباب افتاده است، باید مقداری از روزگار کودکی هم از دفتر زندگی شخص افتاده باشد و این را پیشنهاد می کند: "تا که شد طی روزگار کودکی، پیری رسید"(البته در قالب بیت جدا نه بیت مندرج در یک غزل)کتاب:جرعه ای از دریا.ج2، ص635.
ولی به نظر من این برداشت درست نیست و شاعر در پی این نیست که بگوید تمام یا بخشی از فصل کودکی هست یا نیست. در پی نفی کلی یک فصل است و این فقط در باب فصل جوانی وی صدق کرده حال تمام کودکی را گذرانده باشد یا بخشی را.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ایرانی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۷ نوشته:

این بیت زیباهم بعد از بیت پنجم آمده است لطفا اضافه کنید :
نیست شبنم این که بینی در چمن،کز اشتیاق/پیش لبهایت، دهان غنچه آب افتاده است.با تشکر.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۶ نوشته:

درود بر تمام عزیزان شعر دوست---شاعر میگوید من هنوز کودکی بودم که با رنج و درد روزگار آشنا شدم و این دردو رنج شاعر هم از دانش و علم و آگاهی او بوده. شاعر تلاش کرده که بگوید در جوانی مانند پیران می اندیشیده و دارای جهان بینی کامل و پخته ائی بوده.و بنظر نمی رسد که گلایه کرده باشد---بلکه بنوعی از خودش تعریف کرده------

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن در ‫۱ سال قبل، شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۵ نوشته:

شاعر ابیاتی از زبان ساقی و گاه ابیاتی از زبان حال خود میگوید
و گاه احوال را در هم تنیده و یک حال واحد را نقش میکند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.