در بزم خودم شبی نمی خوانی حیف
روزی به سرای من نمی مانی حیف
چون گل شب و روز همدم خار و خسی
حیف از تو که قدر خود نمی دانی حیف
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در بزم خودم شبی نمی خوانی حیف
روزی به سرای من نمی مانی حیف
چون گل شب و روز همدم خار و خسی
حیف از تو که قدر خود نمی دانی حیف



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از حسرت و ناامیدی خود نسبت به محبوبی سخن میگوید که در بزم او به سر نمیزند. او از این مینالد که این محبوب روزی در کنار او نخواهد ماند و مانند گلی است که در کنار خار و خسی زندگی میکند. شاعر به محبوبش یادآوری میکند که او باید ارزش خود را بداند و از لحظات خوش زندگی بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: در مهمانی خودم، شبها تو را نمیخوانم و این بسیار افسوسبرانگیز است که روزها در خانهام نمیمانی.
هوش مصنوعی: تو مانند گلی هستی که در کنار خار و علفهای بیارزش قرار داری. افسوس که خودت را نمیشناسی و به ارزش وجودیت پی نبردهای. چه دردناک است!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.