گنجور

 
پروین اعتصامی
 

بصحرا، سرود اینچنین خارکن

که از کندن خار، کس خوار نیست

جوانی و تدبیر و نیروت هست

بدست تو، این کارها کار نیست

به بیداری و هوشیاری گرای

چو دیدی که بخت تو بیدار نیست

چو بفروختی، از که خواهی خرید

متاع جوانی ببازار نیست

جوانی، گه کار و شایستگی است

گه خودپسندی و پندار نیست

نبایست بر خیره از پا فتاد

چو جان خسته و جسم بیمار نیست

همین بس که از پا نیفتاده‌ای

بس افتادگان را پرستار نیست

مپیچ از ره راست، بر راه کج

چو در هست، حاجت بدیوار نیست

ز بازوی خود، خواه برگ و نوا

ترا برگ و توشی در انبار نیست

همی دانه و خوشه خروار شد

ز آغاز، هر خوشه خروار نیست

قوی پنجه‌ای، تیشه محکم بزن

هنرمند مردم، سبکسار نیست

زر وقت، باید به کار آزمود

کازین بهترش، هیچ معیار نیست

غنیمت شمر، جز حقیقت مجوی

که باری است فرصت، دگر بار نیست

همی ناله کردی، ولی بی ثمر

کس این ناله‌ها را خریدار نیست

چو شب، هستی و صبحدم نیستی است

شکایت ز هستی، سزاوار نیست

کنند از تو در کار دل، باز پرس

درین خانه، کس جز تو معمار نیست

نشد جامهٔ عجب، جان را قبا

درین جامه، پود ار بود، تار نیست

درین دکه، سود و زیان با همند

کس از هر زیانی، زیانکار نیست

گهی کم بدست اوفتد، گه فزون

بساز، ار درم هست و دینار نیست

مگوی از گرفتاری خویشتن

ببین کیست آنکو گرفتار نیست

بچشم بصیرت بخود در نگر

ترا تا در آئینه، زنگار نیست

همه کار ایام، درس است و پند

دریغا که شاگرد هشیار نیست

ترا بار تقدیر باید کشید

کسی را رهائی از این بار نیست

بدشواری ار دل شکیبا کنی

ببینی که سهل است و دشوار نیست

از امروز اندوه فردا مخور

نهان است فردا، پدیدار نیست

گر آلود انگشتهایت به خون

شگفتی ز ایام خونخوار نیست

چو خارند گلهای هستی تمام

گل است اینکه داری بکف، خار نیست

ز آزادگان، بردباری و سعی

بیاموز، آموختن عار نیست

هزاران ورق کرده گیتی سیاه

شکایت همین چند طومار نیست

تو خاطر نگهدار شو خویش را

که ایام، خاطر نگهدار نیست

ره زندگان است، عیبش مکن

گر این راه، همواره هموار نیست

پی کارهائی که گوید برو

ترا با فلک، دست پیکار نیست

بجائیکه بار است بر پشت مور

برای تو، این بار، بسیار نیست

نشاید که بیکار مانیم ما

چو یک قطره و ذره بیکار نیست

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سلمک در ‫۶ سال قبل، چهار شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۰ نوشته:

وزن شعر فعولن فعولن فعولن فعل است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر یوسفی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۲ نوشته:

بیت " همه کار ایام درس است و پند دریغا که شاگرد هشیار نیست" بی نظیر است و وصف حال بسیاری از انسانها

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سسد حسین در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۲ نوشته:

وزن اشتباه هست .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید حسین در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۸ نوشته:

خواهش میکنم بیت اول رو یک نفر تفسیر و معنی ..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۵ نوشته:

گرامی حسین
بصحرا، سرود اینچنین خارکن
که از کندن خار، کس خوار نیست
خار کنی در بیابان مشغول خار کنی بود و می گفت کار عار نیست و اینکه کسی کاری پر زحمت و کم درآمد چون خار کنی دارد نمی توان او را خوار ، خفیف و کمتر از دیگران دانست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دلداده تاراج در ‫۱ سال قبل، یک شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۹ نوشته:

وزن اشتباهه.
وزن این شعر مثل وزن شاهنامه و بوستان، فعولن فعولن فعولن فعل هستش.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.