گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴۸

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

همچو گل صد گونه رنگ آورده‌ای

غنچه‌وارم دل به تنگ آورده‌ای

سوی من هر دم ز زلف و خال و خط

لشکری دیگر به جنگ آورده‌ای

در مخالف میزنی چون دف مرا

راستی نیکم به چنگ آورده‌ای

چون تو آهو زاده‌ای حیفست حیف!

کآنچنان خوی پلنگ آورده‌ای

بی‌گناهم کشته‌ای صدبار و باز

رفته‌ای، صد عذر لنگ آورده‌ای

بس جهودی میکشم، گویی، مرا

با اسیران از فرنگ آورده‌ای

اوحدی را خاک پای خویش خوان

چونکه دستش زیرسنگ آورده‌ای



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن حیدرزاده نوشته:

مدر صرع دوم بیت چهارم ، کن چنان به کآن چنان اصلاح شود .

👆☹

محسن حیدرزاده نوشته:

با عرض پوزش ، نوشته خود را اصلاح می کنم .
در مصرع دوم از بیت چهارم ،کن چنان به صورت کآن چنان اصلاح شود

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify