گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

پستهٔ آن ماه مروارید گوش

چون بخندد بشکند بازار نوش

صورت او مایهٔ لطفست و ناز

پیکر او سایهٔ عقلست و هوش

نرگس جادو فریبش سحر پاش

سنبل هاروت بندش لاله پوش

چون مگس برسر نهد هر لحظه دست

از لب چون لعل او شکر فروش

در غم او باز دیگ سینه را

آتشی کردم، که ننشیند ز جوش

خاطر ما کی خراشیدی چنین؟

گر به گوش او رسیدی این خروش

دوش آب دیده از سر می‌گذشت

در غم آن زلفهای تا به دوش

اوحدی، تا کی کشی بار غمش؟

از کشش چون نیست سودی، پس مکوش

گر به قولت گوش میدارد، بنال

ور سخن در وی نمی‌گیرد، خموش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.