گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ما بغیر از یار اول کس نمیگیریم یار

اختیار اولین یارست و کردیم اختیار

هر زمان مهری و پیوندی نباشد سودمند

هر زمان عهدی و پیمانی نیاید سازگار

سر یکی داریم و دریک تن نمیباید دو سر

دل یکی داریم و در یکدل نمی‌گنجد دو یار

دل چه باشد؟ عشق میباید که باشد بر مزید

سر چه باشد؟ مهر میباید که باشد برقرار

ای نصیحت کن، ملامت چند و چند؟ از دست تو

صد گریبان پاره کردم، دستم از دامن بدار

گر تو هم در سینه داری غیرتی، رشکی ببر

ور تو هم در دیده داری حیرتی اشکم ببار

عاشقم، گر عاشقی شوریده بینی در گذر

بیدلم، گر بیدلی آشفته بینی در گذار

دامنم را چون تهی دیدی ز گل، خاری منه

دلبرم را چون بری دیدی ز من، خوارم مدار

اوحدی، از یار هر جایی چه نالی بیش ازین؟

با تو میگفتم که: این کارت نمی‌آید به کار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.