گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

مردم شهرم به می‌خوردن ملامت می‌کنند

ساقیا، می ده، بهل، کایشان قیامت می‌کنند

روی در محراب و دل پیش تو دارند، ای پسر

پیشوایانی که مردم را امامت می‌کنند

هر مقامی را بگردیدند سیاحان، کنون

بر سر کوی تو آهنگ اقامت می‌کنند

بر در مسجد گذاری کن، که پیش قامتت

در نماز آیند آنهایی که قامت می‌کنند

صوفیان کز حلقهٔ زلفت بجستند، این زمان

داده‌اند انصاف و ترتیب غرامت می‌کنند

باغبانان خدمت سرو و گل اندر بوستان

سال و مه بر یاد آن رخسار و قامت می‌کنند

هم بزیر لب به دشنامی جوابی می‌فرست

عاشقانی را که زیر لب سلامت می‌کنند

مردم چشمت به نشترهای مژگان چو تیر

سینهٔ ما را چرا چندین حجامت می‌کنند

اوحدی را از جهان چشم سلامت بود، لیک

خال و زلفت خاک در چشم سلامت می‌کنند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.