گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند

یا به دوش و سر خراب و مست و مبهوتم برند

مثل زر خالص برون آیم ز آتش، گردرو

از برای آزمایش همچو یاقوتم برند

مشتری قوسی نهادست از برای بزم من

تا بسان آفتاب از دلو در حوتم برند

از جوان بختی که هستم وقت پیوستن به حق

ننگ دارم گر ز راه چرخ فرتوتم برند

بر فلک بینی صعود روح پاکم، زهره وار

فی‌المثل صد نوبت ار در چاه هاروتم برند

چون اله خویش را تقدیس کردم سالها

پس مرا می‌زیبد ار بر قدس لاهوتم برند

نیستم ز آنها در آن گیتی که بر کاخ بهشت

چون طفیلی از برای خرقه و قوتم برند

هر کجا من خوان معنی گسترم، کروبیان

طرفه نبود گر به میکائیل سرغوتم برند

ایهاالناس، اوحدی وار الوداعی می‌زنم

زانکه وقت آمد کزین زندان ناسوتم برند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.