معشوقه پی وفا نباشد
ور بود، به عهد ما نباشد
هرگز سر کوی خوبرویان
بیفتنه و ماجرا نباشد
هر چند که یار ما ختاییست
ما را نظر خطا نباشد
ای با همه طلعت تو نیکو
با طالع ما چرا نباشد؟
دعوی چه کنی به رویپوشی؟
پوشیدن مه روا نباشد
خوبی که ندید روی او کس
امروز به جز خدا نباشد
عشق تو قضای آسمانیست
کس را گذر از قضا نباشد
من عاشقم و لبت ببوسم
عاشق همه پارسا نباشد
گفتی که: ترا دوا صبوریست
این درد بود، دوا نباشد
آن غم که تو ریختی درین دل
جایی برسد، که جا نباشد
زیر قدمت ببوسم ایرا
بالای تو بیبلا نباشد
زر میخواهی ز من، ترا خود
یک بوسهٔ بیبها نباشد
زر پر مطلب، که اوحدی را
در دست به جز دعا نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و وفاداری میپردازد و میگوید که اگر معشوق به عهد خود وفادار نباشد، حضورش در زندگی بیفایده است. او به زیبایی و شیرینی عشق اشاره دارد و میگوید که عشق او از قضاوتهای دنیا برتر است. با وجود غم و دردهای ناشی از جدایی، هر نوع عشق حقیقی را بیچشمپوشی و بی پیوند نمیداند و همچنین بر این نکته تأکید میکند که ارزش عشق او فراتر از مادیات است و تنها دعای خیر از سوی اوحدی به معشوق میرسد.
هوش مصنوعی: عشق پاک و وفاداری در معشوق وجود نداشته باشد، حتی اگر باشد، به وعده و پیمان ما وفا نمیکند.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان در کوی کسانی که چهرهای زیبا دارند، به آرامش و بیهیاهو بود.
هوش مصنوعی: هرچند که معشوق ما اهل ختا (منطقهای در چین) و بدعادت است، اما نگاه و محبت ما به او اشتباهی نیست.
هوش مصنوعی: ای تو که چهرهات بسیار زیباست، چرا طالع ما هم نمیتواند خوب باشد؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی ادعا کنی که میتوانی از آن کسی که چهرهاش را پنهان کرده، چیزی ببینی؟ زیرا پنهان کردن چهرهی زیبا جایز نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس امروز جز خدا نمیتواند زیبایی و جمال او (خدا) را ببیند.
هوش مصنوعی: عشق تو حکمی الهی و سرنوشتآفرین است و هیچکس قادر نیست از سرنوشت خود فراتر رود.
هوش مصنوعی: من عاشق تو هستم و دلم میخواهد لبهایت را ببوسم، اما عشق من به تو نمیتواند به معنای پاکی و پارسایی باشد.
هوش مصنوعی: تو گفتی که تنها راه درمان این درد صبر است، اما این درد درمانی ندارد.
هوش مصنوعی: غم و اندوهی که تو به دل من ریختی، آنقدر زیاد است که دیگر جای دیگری برای تحملش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: میخواهم زیر پای تو را بوسه بزنم، ای کاش بالای تو بدون بلا و مشکلی نباشد.
هوش مصنوعی: اگر از من خواهان طلا هستی، باید بدانی که یک بوسهٔ بیارزش برای تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اوحدی (شاعر) میگوید، در دست من چیزی جز دعا و نیایش نیست و زر و ثروت نمیتوانم به تو بدهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون روی تو ماه سمانباشد
چون زلطف تو مشک ختانباشد
یاری که در او وفا نباشد
با ماش بجز جفا نباشد
ما را بکُشد به درد روزی
اندیشهاَش از خدا نباشد
خونم ز ستم به راه ریزد
[...]
آن درد که بیدوا نباشد
در شهر مسیح ما نباشد
بر درگه یار خستهای هست
یاران دل زار ما نباشد
آمد برم آن بلندبالا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.