در عشق تو دل رفت و زجان می ترسم
وز هجر و زمرگِ ناگهان می ترسم
گر زار کُشی مرا نمی ترسم از آن
بیزار زمن شوی از آن می ترسم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در عشق تو دل رفت و زجان می ترسم
وز هجر و زمرگِ ناگهان می ترسم
گر زار کُشی مرا نمی ترسم از آن
بیزار زمن شوی از آن می ترسم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از عمیقترین ترسهای خود در عشق سخن میگوید. او از اینکه دلش را به معشوق داده و از فقدان و مرگ ناگهانی میترسد، ابراز نگرانی میکند. همچنین، او اگرچه به خاطر عشق حاضراست زنده بماند یا جانش را فدای معشوق کند، اما از این میترسد که معشوق او را رها کند و از او بیزار شود. این احساسات نشاندهندهی عمق عشق و وابستگی او به معشوق است.
هوش مصنوعی: در عشق تو، دل من رفته و از جانم میترسم. همچنین از جدایی و مرگ ناگهانی نیز نگرانم.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا بکشید، از این کار نمیترسم، اما از این میترسم که شما از من دوری کنید و بیزار شوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا ظن نبری کز آن جهان میترسم
وز مردن و از کندن جان میترسم
چون مرگ حقست من چرا ترسم ازو
من خویش پرستم و از آن میترسم
در هجر تو گفتم که ز جان میترسم
وصل آمد و من هم آنچنان میترسم
دی خود ز زبان دشمنان ترسیدم
امروز ز چشم دوستان میترسم
تا ظن نبری کز آن جهان می ترسم
وز مردن و از کندن جان می ترسم
چون مرگ حق است، من چرا ترسم از او
چون نیک نزیستم از آن می ترسم
تا ظن نبری کز آن جهان می ترسم
وز مردن وز کندن جان می ترسم
چون مرگ حقیقت است چرا ترسم ازو
من نیک نزیستم از آن می ترسم
گر دل گویم تو را ز جان می ترسم
ور جان خوانم هم از جهان می ترسم
ای جان و جهان هر دو به قربان سرت
حق می گویم نه زین نه زان می ترسم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.