گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کمال‌الدین اسماعیل

گر سوز توام یک نفس آهسته شود

از دود راه نفس بسته شود

در دیده از آن آب همی گردانم

تا هر چه نه نقش تست از آن شسته شود

مجد همگر

با هر که دلم به مهر پیوسته شود

چون چرخ به کین من کمر بسته شود

ور در عمری دست برم سوی گلی

خاری گردد وزاو دلم خسته شود

میرداماد

روزی دلم از غم تو بگسسته شود

گز لوح وجود نام من شسته شود

از بسکه خیال تو هجوم آورده ست

ترسم که همی راه نفس بسته شود

صفی علیشاه

گویند گناه چونکه پیوسته شود

بر حق در بازگشت ما بسته شود

روزی صد اگر توبه بشکسته شود

حق این نشود که از عطا خسته شود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه