گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

گردون به وصال ما موافق زان بود

کین تعبیهٔ هجر در آن پنهان بود

امروز رهین شکر او نتوان بود

کان روز وصال هم شب هجران بود

عطار

تخمی که درو مغز جهان پنهان بود

گم بود درو دو کون و این درمان بود

هر چیز که در دو کون آنجا برسید

چون درنگرید آن چه این بود آن بود

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
شاه نعمت‌الله ولی

بی او ما را ظهور یارا نبود

بی آئینه تمثال هویدا نبود

پیوسته چو صورت و تجلی به همند

بی بودن ما ظهور او را نبود

فیاض لاهیجی

تا مرد مجرّد از من و ما نبود

از بهر سلوک او مهیّا نبود

تریاکی عادتی، عجب نیست ترا

گر بادة تحقیق گوارا نبود

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه