اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۸۰
هر دل که زعشق او امانش نبود
جز بر در شاهد آستانش نبود
فی الجمله سماعی که درو شاهد نیست
مانند بتی بود که جانش نبود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیتها به بیان عشق و وابستگی عاطفی اشاره دارند. شاعر میگوید که کسی که از عشق معشوقش آرامش ندارد، جز در کنار او آرامشی نمییابد. همچنین، سماع یا هر نوع شادیای که در آن معشوق حضور نداشته باشد، شبیه به بتی است که جان ندارد و خالی از معنی است. به طور کلی، این اشعار به اهمیت وجود معشوق در تمام جنبههای زندگی انسانها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که عشق او را در دل دارد، نمیتواند از شدت عشق آرامش پیدا کند و جز در کنار معشوق خود احساس آرامش نمیکند.
هوش مصنوعی: به طور کلی، شنیدنی که در آن شاهدی وجود ندارد، شبیه به مجسمهای است که جان ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن یار فقیر این و آنش نبود
سرمایهٔ سود و هم زیانش نبود
در کتم عدم مست و خراب افتاده
او را خبر از نام و نشانش نبود
مردم که ز مردمی نشانش نبود
اینش نپسندند چو آنش نبود
انسان نبود آنچه به انسان ماند
ماهی چو زبان است و زبانش نبود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.