اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۳۷
جز در دل و جان عاشقان جای تو نیست
واندر سر و عقل جز تمنّای تو نیست
گر سوختم از آتش سودات رواست
خامی است که در پختن سودای تو نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به عمق و شدت عشق خود اشاره دارد و بیان میکند که معشوق تنها در دل و جان عاشقان جا دارد. او تصریح میکند که در فکر و عقل نیز تنها آرزوی معشوق در سر میپروراند. اگر از آتش عشق آسیب ببیند، این مسئله را طبیعی میداند و در پایان به این نکته اشاره میکند که هیچ کمبودی در عشق و خواستههایش نسبت به معشوق وجود ندارد.
هوش مصنوعی: فقط در دل و جان عاشقان جایی برای تو وجود دارد و در فکر و عقل تنها آرزوی تو در سر است.
هوش مصنوعی: اگر از آتش عشق تو بسوزم، این عادلانه است. این بیخبر بودن من است که در عشق تو پیشرفت نکردهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گردون بلندقدر، همتای تو نیست
دریای گزاف بخش همپای تو نیست
چندانکه نگه کنیم، این جای تو نیست
پیراهن ملک، جز به بالای تو نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.