اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۵۱
داماد خیال را نثاری نرسد
ناخورده شراب را خماری نرسد
آن کس که غریق بحر هجران تو نیست
هرگز به لبی یا به کناری نرسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به حالت عشق و دلتنگی میپردازد. او میگوید که عشق واقعی و احساس عمیق به معشوق باعث میشود که انسان به تجربههایی همچون خوشی و غم عمیق دست پیدا کند. فقط کسانی که واقعا در دلتنگی و جدایی معشوق غرق شدهاند، میتوانند طعم عشق و شدت احساسات را بچشند و دیگران هرگز نمیتوانند به چنین درک و احساسی برسند. این بیان تأکید دارد بر اینکه تجربه عشق واقعی به نوعی بر اثر درد فراق و هجران است.
هوش مصنوعی: هرگز کسی که به مراحل بالای خیال و تصور رسیده، حس و نشانهای از نشئگی و شور ویژه را که ناشی از تجربه نکردن است، نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: کسی که در غم و دوری تو غرق نشده باشد، هیچگاه به لذتی یا خوشی نخواهد رسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر کشته شویم بر تو باری نرسد
بر دامن همت تو خاری نرسد
گر خاک شود جمله ذرات جهان
بر خاطر خورشید غباری نرسد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.