اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۴۲
بی روی تو گرچه رهگذر جای گل است
ما را نه غم باغ و نه پروای گل است
گر دست برم بی تو سوی گل، بادا
در چشم من آن خار که در پای گل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساساتی عمیق از عشق و دلتنگی است. شاعر میگوید اگرچه در غیاب محبوبش، فضا به زیبایی یک گلزار است، اما او نه تنها به زیبایی گلها اهمیت نمیدهد بلکه از درد و غم خود نیز رنج میبرد. حتی اگر بخواهد به گلها دست بزند، تنها خارهای سر راهش را میبیند و دلتنگیاش را احساس میکند. در واقع، وجود محبوبش برای او از هر زیبایی دیگری مهمتر است.
هوش مصنوعی: اگرچه در این مسیر گلهای زیبا وجود دارد، اما بدون چهرهی تو، نه ما نگران باغ هستیم و نه برای گل اهمیت قائل میشویم.
هوش مصنوعی: اگر بدون تو دستم را به سمت گل دراز کنم، در چشمان من همان خاری خواهد بود که در پای گل قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.