اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۲۳۴ - الخوف
بی روی تو خونابه چکاند چشمم
کاری به جز از گریه نداند چشمم
می ترسم از آنک حسرت دیدارت
در چشم بماند و نماند چشمم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. او با توصیف چشمانش که به خونابه میغلتند، به عمق درد و افسردگیاش اشاره میکند. شاعر نگران است که حسرت دیدار معشوق در دلش باقی بماند و هرگز به حقیقت نپیوندد، و این حسرت بر او سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: چشمم بدون دیدن تو فقط میتواند اشک بریزد و هیچ کاری جز گریه کردن بلد نیست.
هوش مصنوعی: میترسم که نتوانم تو را ببینم و دلتنگیام برای دیدارت همیشه در چشمانم باقی بماند، اما چشمانم هرگز تو را نبیند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی روی تو، خونابه فشاند چشمم
کاری به جز از گریه، نداند چشمم
میترسم از آنکه حسرت دیدارت
در دیده بماند و نماند چشمم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.