اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۱۸۰ - الاسرار
آن دم که بهم زدیم تنها من و تو
با خلق نکرده ایم پیدا من و تو
هر یک به گمان بیهده می گویند
حال من و تو نداند الّا من و تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به لحظهای اشاره میکند که بین او و یک شخص خاص جدایی به وجود آمده است. او میگوید که تنها بین خودشان این احساس را درک میکنند و دیگران نمیتوانند حال آنها را بفهمند. در واقع، او به عمق رابطه و احساسات مشترکشان اشاره میکند و میگوید که تنها خودشان از وضعیتشان آگاهند.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که ما با هم تماس برقرار کردیم، تنها من و تو بودیم و هیچ چیز دیگری به وجود نیامده است.
هوش مصنوعی: هر کسی به اشتباه فکر میکند که حال ما را فقط خود ما میدانیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یک روز به اتفاق صحرا من و تو
از شهر برون شویم تنها من و تو
دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟
آنوقت که کس نباشد الا من و تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.