قالَ اللّهُ تَعالی وَاعْبُدْ رَبِّکَ حَتّی یَْأتِیَکَ الْیَقیِنُ.
ابوهریره رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ روایت کند از پیغامبر صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وسَلّم گفت هفت گروه اندر سایۀ خدای تعالی باشند آن روز که هیچ سایۀ نباشد مگر سایۀ او، پادشاهی دادگر و جُوانی که اندر عبادت برآمده باشد و مردی که از مسجد بیرون آید دل وی باز آن بود تا که آنجا باز شود و دو مرد که دوستی کنند از بهر خدای، با یکدیگر بر آن گرد آیند و بر آن پراکنده شوند و مردی که خدایرا یاد کند اندر خلوت، اشک از چشم وی بیرون آید و مردی که زنی که صاحب جمال و حسب باشد او را بخود خواند، او گوید من از خدای ترسم و مردی که صدقه دهد چنانک دست چپ او نداند که دست راست چه داد.
از استاد ابوعلی شنیدم که گفت عبودیّت تمامتر از عبادت بود که اوّل عبادت بود پس عبودیّت، پس عبودت عبادت عوام مؤمنانرا بود و عبودیّت خواص را و عبودیت خاص خاص را.
و هم از وی شنیدم که گفت عبادت اصحاب مجاهدت را بود و عبودیّت ارباب مکابدت را وعبودت صفت اهل مشاهدات بود و هرکس که بنفس خود با حق سُبْحانه مضایقت نکند او صاحب عبادت بود و هرکس که به دل بخیلی نکند بازو، او صاحب عبودیّت بود و هرکس که روح ازو دریغ ندارد او صاحب عبودت بود.
و گویند عبودیّت قیام نمودنست بحق طاعات چندانک تواند و بخویشتن نگریستن بنظر تقصیر و آنچه ازو حاصل آید از عبادت بتوفیق و تقدیر حق داند.
گفته اند عبودیت ترک اختیار بود در آنچه پیدا شود از قدرت.
و گفته اند که عبودیّت بیزاری نمودن است از حول و قوّت و اقرار دادن که آنچه بدو میرسد همه از فضل و منّت و انعام حقّست جَلَّ جَلالُهُ.
و گفته اند که عبودیت بجای آوردنست آنچه ترا فرموده اند و دست بداشتن از آنچه ترا نهی کرده اند.
از ابوعبداللّه خفیف پرسیدند که عبودیّت کی درست شود گفت چون بنده همگی خود را بحق تسلیم کند و باز آن بر بلاء او صبر کند.
ابن مسروق گوید که از سهل عبداللّه شنیدم که تعبّد درست نشود کسی را، تا ا زچهار چیز جزع نکند، از گرسنگی و برهنگی و درویشی و خواری.
و گفته اند عبودیّت آن بود که همگی خویش بدو تسلیم کنی و همگی کار خویش ازو بینی.
و گویند از علامات عبودیّت ترک تدبیر بود و دیدن تقدیر.
ذوالنّون گوید که عبودیّت آن بود که در همه حال بندۀ او باشی چنانک او خداوند تو است در همه احوال.
جُرَیری گوید بندگان نعمت بسیاراند و بندگان منعم اندکی اند.
از استاد ابوعلی شنیدم که گفت بندۀ آنی که در بند آنی اگر در بند نفسی بندۀ نفسی و اگر در بند دنیائی بندۀ دنیائی. قالَ رَسولُ اللّهِ صَلّی اللّه عَلَیْه وَسَلّم. تَعِسَ عَبْدُالدِرْهَمِ تَعِسَ عَبْدُ الدّینارِ و تَعِسَ عَبْدُ الخَمیصَةِ.
شیخ ابویزید مردی را پرسید که چه پیشه داری گفت خر بنده گفت خدای خر ترا مرگ دهاد تا بندۀ خدای باشی نه بندۀ خر.
از شیخ ابوعبدالرّحمن شنیدم که گفت از جدّ خویش شنیدم ابوعمروبن نُجَیْد که گفت صافی نشود قدم هیچکس اندر عبودیّت تا آنگاه که همه کارهای خویش ریا بیند و حالهای خویش دعوی بیند.
عبداللّه بن مُنازِل گوید بنده بندۀ او بود تا خادم نجوید خویشتن را چون خویشتن را خادم جست از حدّ بندگی بیفتاد و ادب دست بداشت.
سهل بن عبداللّه گوید بنده را تعبّد درست نیاید، تا آنگاه که نه اندر عدم برو اثر درویشی بیند و نه اندر غنا اثر وجود.
از استاد ابوعلی شنیدم رَحِمَهُ اللّهُ که قیمت زاهد بمعبود او بود همچنانک شرف عارف بمعروف او بود.
ابوحفص گوید عبودیّت زینت بنده باشد هر که دست بدارد از زینت، بیرون آمد از حدّ عبودیّت و از غیر او حاجت نخواهد.
ابن عطا گوید عبودیّت اندر چهار چیز است. وفا بجای آوردن است اندر عهد و حد ها نگاهداشتن و بآنچه بود رضا دادن و برآنچه نبود صبر کردن.
عمروبن عثمان المکّی گوید هیچکس را ندیدم از متعبّدان که من دیدم بمکّه و جایگاههای دیگر و از آنچه نزدیک ما آمدند، اندر موسمها، اجتهاد او بیشتر و دائم تر بر عبادت از مُزَیِّن رَحِمَهُ اللّهُ و هیچکس را ندیدم بتعظیم او کار خدایرا عَزَّوَجَلَّ و هیچکس ندیدم که آن سختی بر خویشتن نهاد که وی، و بر مردمان آسان فراگرفتی چون وی.
از استاد ابوعلی شنیدم که گفت هیچ نام نیست بزرگتر از عبودیّت و مؤمن را هیچ نام نیست تمامتر از عبودیّت و از بهر آن خداوند عَزَّاسْمُهُ اندر وصف پیغمبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ شب معراج چنین گفت و شریفترین اوقات او آن شب بود اندر دنیا که گفت سُبْحَانَ الَّذی اَسْری بِعَبْدِهِ لَیلاً دیگر جای گفت فَاَوْحی اِلی عَبدِهِ ما اَوْحَی اگر نامی بودی بزرگتر از عبودیّت ویرا بدان نام خواندی.
و اندرین معنی گفته اند
شعر:
یا عَمْر و ثاری عِنْدَ زَهْرائی
یَعْرِفُهُ السّامِعُ والرّائی
لاتَدْعُنی اِلّا بِیا عَبْدَها
فَاِنَّهُ اَصْدَقُ اَسْمائی
و گفته اند دو چیزست که چون بترک او بگوئی بحقیقت عبودیّت رسی، بالذّت آرام گرفتن و اعتماد کردن بر حرکت چون این دو از تو بیفتاد عبودیّت بجای آوردی چنانک واسطی گوید حذر کنید از لذّت عطا که آن حجابی است اهل صفا را.
ابوعلی جوزجانی گوید رضا سرای عبودیّت است و صبر دَرِ اوست و تفویض خانۀ اوست آواز از در بود و فراغت اندر سرای است و راحت اندر خانه.
از استاد ابوعلی دقّاق شنیدم که گفت چنانک ربوبیّت نعت حق است زایل نشود، عبودیّت صفت بنده است که ازو جدا نشود و اندرین معنی گفته اند،
شعر:
فإن سَأَلونی قُلْتُ ها اَنَا عَبْدُهُ
وَ اِنْسَأَلوه ُ قالَ ها ذاکَ مَوْلائی
نصرآبادی گوید عبادات بطلب عذر و عفو خواستن از تقصیر آن، اولیتر از آنک طلب عوض و جزا کنی بر آن.
هم او گوید عبودیّت بیفکندن رؤیت تعبّد است اندر مشاهدت معبود.
جُنَید گوید عبودیّت ترک شغلها است و مشغول بودن بکاری که آن کار اصل فراغتست.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به اهمیت عبودیت (بندگی) در دین اسلام پرداخته شده است. آیهای از قرآن کریم ذکر شده که به عبادت و بندگی خدا تا زمانی که یقین به ظهور بیداردی اشاره دارد. سپس از پیامبر اسلام (صلى الله علیه وسلم) روایتی نقل شده که در آن به هفت گروه از بندگان که در روز قیامت در سایه خداوند قرار میگیرند اشاره شده است.
سپس به توضیح مفهوم عبودیت و تفاوت آن با عبادت پرداخته شده است. عبودیت به معنای تسلیم کامل در برابر خداوند و پیروی از دستورات اوست، در حالی که عبادت به طور عمومیتر به اعمال عبادی اشاره دارد. در این متن تأکید شده که عبودیت نیازمند اخلاص و توجه به خداوند است و ویژگیهایی از جمله ترک تدبیر و دیدن تقدیر الهی دارد.
به اقتباسهایی از سخنان عالمان و صوفیان نیز اشاره شده که تعریفها و ویژگیهای مختلفی از عبودیت ارائه میدهند. به طور کلی، متن بر اهمیت رها شدن از وابستگی به دنیا و تمسک به بندگی واقعی خداوند تأکید میکند. عبودیت به عنوان زیباترین و ارزشمندترین عنوان برای مؤمنان شناخته شده و پیروان را به تحقق آن دعوت میکند.
هوش مصنوعی: خداوند متعال میفرماید: «پروردگارت را بپرست تا اینکه یقین به تو برسد.»
هوش مصنوعی: ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نقل کردهاند که در روز قیامت، هفت گروه در سایه خداوند خواهند بود، در حالی که هیچ سایهای جز سایه او وجود نخواهد داشت. این هفت گروه عبارتند از: پادشاهی که عدالت را رعایت میکند، جوانی که در عبادت مشغول است، مردی که از مسجد خارج میشود در حالی که دلش به یاد الله مشغول است، دو مردی که به خاطر خدا دوستی کرده و در جمع با یکدیگر گرد هم میآیند و سپس از هم جدا میشوند، مردی که در خلوت خدا را یاد میکند و اشک از چشمانش جاری میشود، مردی که زنی زیبا و با حسب و نسب او را به خود میخواند و او میگوید از خدا میترسد، و مردی که صدقه میدهد بهگونهای که دست چپش نداند دست راستش چه داده است.
هوش مصنوعی: از استاد ابوعلی شنیدم که میفرمودند عبودیت کاملتر از عبادت است. عبادت در ابتدا به معنای عملکردن به تکالیف دینی بوده است، اما عبودیت نشاندهندهی حالتی عمیقتر و درونیتر است. عبودیت به معنای بندگی است که مختص خواص و افراد برجسته است، در حالی که عبادت مربوط به عموم مؤمنان است. همچنین عبودیت خاص خاص به معنای مرتبهای بسیار عالیتر از این دو است.
هوش مصنوعی: عبادت کسانی است که در جهاد و مجاهدت در تلاشاند و عبودیّت به معنای خضوع و اطاعت از پروردگار است. همچنین عبودیت به ویژگیهای اهل مشاهده و شهود اشاره دارد. هر فردی که با خداوند متعال مخالفت نکند و در حقجویی از خود سلباختیار نکند، عبادتگزار به حساب میآید. اگر کسی در دل بخیل نباشد و از کمک به دیگران دریغ نکند، او نیز در زمرهی عبادتکنندگان قرار میگیرد. در نهایت، هر کسی که از جان و روح خود برای خداوند دریغ نکند، به مفهوم عبودیت دست یافته است.
هوش مصنوعی: عبودیت به معنای تلاش در انجام بندگی و عبادت به اندازهای که ممکن است، و نگریستن به خود از دیدگاه کوتاهیها و کمبودها است. آنچه از عبادت به دست میآید باید به تقدیر و توفیق الهی نسبت داده شود.
هوش مصنوعی: گفتهاند که عبودیت به معنای رها کردن اختیار در کارهایی است که از قدرت بیرون میآید.
هوش مصنوعی: عبودیت به معنای آن است که انسان از توانمندیهای خود بیازارد و بپذیرد که هر چیزی که به او میرسد، تنها به دلیل لطف و رحمت خداوند است.
هوش مصنوعی: عبودیت به معنای انجام دادن آنچه که به تو فرمان داده شده و خودداری از انجام آنچه که از آن منع شدهای است.
هوش مصنوعی: از ابوعبدالله خفیف سؤال کردند که عبودیت چگونه به درستی محقق میشود. او پاسخ داد که وقتی بنده به طور کامل خود را به حق تسلیم کند و بر مشکلات و بلاها صبر نماید.
هوش مصنوعی: ابن مسروق میگوید که از سهل عبداللّه شنیده است که هیچکس به طور واقعی و حقیقی نمیتواند به عبادت و بندگی بپردازد، مگر آنکه در برابر چهار چیز صبر کند: گرسنگی، عریان بودن، فقر و ذلت.
هوش مصنوعی: عبودیت به معنای این است که تمام وجود خود را به او تسلیم کنی و تمامی اعمال و کارهایت را از او ببینی.
هوش مصنوعی: میگویند که یکی از نشانههای بندگی، رها کردن تدبیر و توجه به قضا و قدر است.
هوش مصنوعی: ذوالنون میگوید که عبودیت یعنی اینکه در هر شرایط و زمانی بنده خدا باشی، به گونهای که او همیشه خداوند تو باشد و تو در همه حال وابسته به او هستی.
هوش مصنوعی: جُرَیری میگوید که نعمتهای زیادی برای بندگان وجود دارد، اما بندگان شکرگزار و خوشحال از این نعمتها بسیار کم هستند.
هوش مصنوعی: از استاد ابوعلی شنیدم که فرمود: هر کس که تحت سیطره چیزی باشد، در واقع بنده آن چیز است. اگر کسی تحت تسلط خودش باشد، بنده نفس خود است و اگر در بند دنیا باشد، بنده دنیا است. همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمود: «نفرین بر بنده سکه، نفرین بر بنده دینار و نفرین بر بنده پارچههای گرانقیمت.»
هوش مصنوعی: شیخ ابویزید از مردی پرسید که چه کاری انجام میدهد. مرد پاسخ داد که بنده خر است. شیخ گفت: خداوند خر را بمیرد تا بنده خدا باشی نه بنده خر.
هوش مصنوعی: شیخ ابوعبدالرّحمن نقل میکند که از جد بزرگش شنیده است که ابوعمرو بن نجید گفته است: هیچ کس در راه عبودیت و بندگی خالص نخواهد بود تا زمانی که تمام کارهای خود را به چشم ریا ببیند و حال و وضعیت خود را بر اساس ادعاها ارزیابی کند.
هوش مصنوعی: عبدالله بن منازل میگوید که بنده خدا بود تا زمانی که به دنبال خادم خود نرفت. اما وقتی که خودش به دنبال خادم جستجو کرد، از مقام بندگی خود خارج شد و آداب را فراموش کرد.
هوش مصنوعی: سهل بن عبداللّه میگوید که شخص نمیتواند به درستی عبادت کند تا زمانی که در شرایطی قرار نگیرد که در فقر و عدم چیزی از درویشی و در ثروت و وجود اثر و نشانی نبیند.
هوش مصنوعی: از استاد ابوعلی شنیدم که ارزش زاهد در مقابل معبودش مانند بزرگی عارف در مقابل معرفتش است.
هوش مصنوعی: ابوحفص میگوید که بندگی و عبودیت نشانهی زیبایی یک بنده است. هر کسی که از این زیبایی و زینت دور شود، از مقام بندگی خارج شده و نیازی به غیر خدا نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ابن عطا میگوید که عبودیت (بندگی) در چهار چیز خلاصه میشود: وفاداری به وعدهها، حفظ مرزها، راضی بودن به آنچه که هست و صبر کردن بر آنچه که نیست.
هوش مصنوعی: عمرو بن عثمان مکی میگوید: هیچکس را ندیدم که در عبادت و دینداری مثل کسی که در مکه و مکانهای دیگر با آنها دیدار داشتم، به این اندازه سعی و اهتمام داشته باشد. او با تلاش زیاد عبادت میکرد و هیچکس را ندیدم که به عظمت و احترام نسبت به خداوند، مانند او باشد. همچنین هیچکس را ندیدم که به خود سختی و مشقتی را تحمیل کند، اما برای دیگران آن را آسان کند، مانند او.
هوش مصنوعی: شنیدم که استاد ابوعلی میفرماید هیچ نامی بزرگتر از عبودیت نیست و برای مؤمن هیچ نامی کاملتر از عبودیت وجود ندارد. به همین خاطر، خداوند در توصیف پیامبر(ص) در شب معراج میفرماید: "پاک است آن کسی که بندهاش را شبانه به سفر برد." و در جایی دیگر میگوید: "و به بندهاش آنچه را که وحی کرده، وحی نمود." اگر نامی بزرگتر از عبودیت بود، خداوند پیامبر را به آن نام خطاب میکرد.
هوش مصنوعی: در این زمینه گفته شده است که...
هوش مصنوعی: من در کنار گلهایی نشستهام که همگان آن را میشناسند و دوست دارند.
هوش مصنوعی: مرا به نام دیگری صدا نکن، زیرا او تنها نامی است که حقیقتاً مرا میشناسد.
هوش مصنوعی: گفته شده است که دو چیز وجود دارد که اگر از آنها بگذری، به حقیقت بندگی و عبودیت خواهی رسید: یکی آرامش و دیگری اعتماد به حرکت و تغییر. اگر این دو را ترک کنی، به درک واقعی بندگی خواهی رسید. همچنین، واسطی هشدار میدهد که از لذتهای عطا پرهیز کنید زیرا این لذات، پردهای بر چشمان اهل صفا میزنند و مانع دیدن حقیقت میشوند.
هوش مصنوعی: ابوعلی جوزجانی میگوید که رضا خانهای است برای بندگی و صبر در ورودی آن قرار دارد. در این خانه، تفویض امور و واگذاری به خدا وجود دارد و آرامش و راحتی در این مکان پیدا میشود.
هوش مصنوعی: از استاد ابوعلی دقّاق شنیدم که گفت: چنانکه ربوبیت، صفت خداوند است که هرگز از بین نمیرود، عبودیت هم صفت بنده است که هیچگاه از او جدا نمیشود. در این زمینه، سخنانی وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسند، میگویم که من بنده او هستم و اگر از او بپرسند، میگوید که آن شخص بنده من است.
هوش مصنوعی: نصرآبادی میگوید که دعا و عبادت برای طلب بخشش و عذرخواهی از اشتباهات، بهتر از این است که فقط به دنبال پاداش و ثواب باشی.
هوش مصنوعی: او میگوید که رها کردن بندگی به معنای مشاهده و تجربه کردن خداوند است.
هوش مصنوعی: جُنَید میگوید که عبودیت به معنای ترک کارها و مشغول شدن به کاری است که در حقیقت اصل آرامش و راحتی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱۶
شیخ ابویزید مردی را پرسید که چه پیشه داری گفت خر بنده گفت خدای خر ترا مرگ دهاد تا بندۀ خدای باشی نه بندۀ خر.
روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
پس بایزیدش گفت: چه پیشه گزیدی ای دغا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.