گنجور

شمارهٔ ۶۸

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

مدعی بار ملول است و بلائی دارد

در کف آینه اندیشه نمائی دارد

پرده دل بکن آرامگه شاهد وصل

زانکه هر پرده نشین پرده گشائی دارد

شرف کعبه گر از سجده ارباب ریاست

گوشه بتکده هم ناصیه سائی دارد

رهرو عشق بپایان نبرد پی لیکن

جوشش قافله و بانگ درائی دارد

پای بر یاس فشردم غم امید گذشت

که گمان داشت که این درد دوائی دارد

عرفی از مهد فلک زود نکردی امید

این قبائیست که افشردن پائی دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور