گنجور

 
عرفی شیرازی
 

تو ای زاهد برو افسانه باغ ارم بشنو

ولی از وصف کوی او ببانگ شمه هم بشنو

بناکامی بمیرد دهر که راه عشق پیماید

عنان را نرم کن وین مژدگانی هر قدم بشنو

لب جامست در افسانه آنکه می نوشی

گمان دارم که گویم شمه از حال جم بشنو

برای مرغ دل در صیدگاه ناز محبوبان

زهر جانب صدای بال شاهین را زهم بشنو

بیا ای آنکه بر طرف حریم کعبه میتازی

بگرد کوی او لبیک لبیک حرم بشنو

بیا در سینه عرفی که مالامال غم گردی

بحال او صدای آه درد آلود غم بشنو