گنجور

شمارهٔ ۵ - رفع تهمت

 
عرفی
عرفی شیرازی » قطعات
 

تهمت فسق بمن کرد یکی کفراندیش

کایزد از صورت او معنی آدم برداشت

این سخن گوشزد شاهد عصمت گردید

شد پریشان چوسر زلفش و ماتم برداشت

روزگار آمد گفتاش که مخروش که من

پرده زین راز تهی مایه نخواهم برداشت

گفت از اول غلط افتاد مرا می بایست

دل زهم صحبتی مردم بیغم برداشت

من از این حرف بجوشیدم و گفتم دل من

آنچه برداشت خود از کون مکان غم برداشت

تو مرادانی و من نیز ترا می دانم

پس چرا باید ازاین مایه دل از هم برداشت

اهل دنیا همگی تهمت کبرند و فساد

رخت خود را که از این و رطه مسلم برداشت

ستم تهمت جهال نه برما و تو رفت

یوسف این را متحمل شد و مریم برداشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify